پسر جوجه خور من
جمعه ظهر خاله ها مهمونه ما بودن بعد از اون ما رفتیم خونه مامانی خاله ها و مادر جون هم اومدن و رفتیم بالا پشت بام خونه مامی و جوجه درست کردیمو قلیون کشیدیم
و دور هم خوش گذروندیم.
وقتی داشتیم شام می خوردیم یکهو پریدی استخون جوجه رو برداشتی کردی دهنت![]()
همه اونجا ذوق زدن و قربون صدقت می رفتن![]()
ای پسر شکمووووووووووو



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پسر جوجه خور من
